پژوهش‌های نوین ایران‌شناسی

پژوهش‌های نوین ایران‌شناسی

تجربه‌‌آمیزی و تابوستیزی در طنز حافظ و سعدی (مروری بر طنز دوره‌ مغولان و ایلخانان)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا
10.22084/mris.2026.32764.1026
چکیده
به همان‌سان که دوره‌ی مغولان به دو دوره‌ی چنگیزیان و ایلخانان تقسیم می‌شود، طنزپردازان این دوران نیز به دودسته‌ طنزپردازان نیمه‌ی اول، یعنی سعدی و مولوی و طنزپردازان نیمه‌ی دوم که حافظ و عبید زاکانی باشند می‌توانند تقسیم شوند. سعدی و مولوی، طنز را به‌عنوان یک پدیده‌ی غیرتخصصی و ابزاری برای تعلیم آموزه‌های معنوی و اسبابی برای انتقال تجربه‌های زیستی و نمایش‌دهنده‌ی موقعیت‌های مفرح اجتماعی به کار می‌گیرند و کلیت ادبیات خود را به وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه‌های زندگی و تصویر مثبت از جوانب آن بدل می‌کنند تا عامل‌های ضدزیستی را که با هجوم و حضور مغولان در جامعه پدید آمده خنثی کنند. حافظ و عبید زاکانی در پایان حکومت ایلخانان با روی آوردن به طنزهای وارونه و ویرانگر و طنزهای تابوستیز و عُرف‌ستا، هم پیامدهای حضور مغولان و حاکمیت‌های وابسته به آن‌ها را در جامعه به ارزیابی می‌گذارند و هم از گروه‌های مختلفی که در همسویی با مغولان با افکار و رفتارهای مغایر با مذهب و معنویات خود موجب رشد ضدارزش‌ها در جامعه شده‌اند به انتقادهای تند و شدید می‌پردازند. دلیل گرایش حافظ به اندیشه‌های خیامی و جانب‌داری او از آموزه‌های غیراخلاقی و نیز رویکرد عبید زاکانی به توصیف‌های وارونه و ویرانگر از اخلاق و رفتار جامعه را باید بیش از هر چیزی یک واکنش افشاگرانه در برابر دگردیسی ارزش‌ها و الگوها در زمانه‌ای تلقی کرد که از طریق پوستین و ارنه پوشاندن بر آموزه‌های معنوی و مذهبی، به امید و ایمان و آرمان مردم خیانت می‌کند.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 مهر 1405